|
هنر در كوچه اي بن بست
یادداشت های شخصی یک دل
|
به همين دليل در غيبتي صغري بودم
اگر پيغامي براي همدردي يا دلگرمي داريد خوشحال مي شوم
او یک فرشته بود
سر خاک مادر من هیچ کسی گریه نکرده
بابامم هیچی نمی گفت با همون نگاه سردش
مادرم باید بدونی بابایی بهونه کرده
جایه تو تو خونه ما یکی رو نشونه کرده
جایه تو شبا میگفتش واسه من قصه می خونه
می دونه دوسش ندارم ولی باز پیشم میمونه
ولی من هنوز نذاشتم توی تخت تو بخوابه
چرا اون تو خونه ما یه سئوال بی جوابه
این است عشق فرزند و مادر
همیشه دستهای گرمش گرماده دستان من است
فرشته ای که محافظ فرزند است تا لب مرگ
یا علی