تبليغاتX
هنر در كوچه اي بن بست
هنر در كوچه اي بن بست
یادداشت های شخصی یک دل
آمدم ولی...

از آن دیار آمدم ولی بی دل

دلم با آخرین نگاه ...

هرکاری کردم نیامد

فقثط به خاطر آخرین نگاه

یک نگاه...

2 نوشته شده در  یکشنبه 29 مرداد1385ساعت 17:41  توسط ارمیا  | 

اشک

واسه هر کی دل من تنگ میشه

تا میفهمه دلش از سنگ میشه

دوستی از رو زمین پاک شده

مردی مردونگی خاک شده

 

2 نوشته شده در  سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 9:30  توسط ارمیا  | 

میرم به به دیار حبیب
این دفعه مشهد

سلام همه را میرسانم

گفتم قبل از این که به حج اغنیا برم یه سری به حج فقرا بزنم

2 نوشته شده در  سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 9:4  توسط ارمیا  | 

دیار حبیب

۲۰ روز دیگر

میرم

یا میشه گفت جدا می شوم

ازهمه چیز

چه سپید باشد

وچه مشکی(شاید پاسپارتو)

ولی کاش مشکی

ولی با مرکبی سفید.......

                                           یا حق

2 نوشته شده در  جمعه 20 مرداد1385ساعت 4:27  توسط ارمیا  | 

چادر نشین
کاش بودم شعله تا شمه مزارت میشدم

...

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!                آه ه ه ه !!!! 

2 نوشته شده در  جمعه 20 مرداد1385ساعت 4:17  توسط ارمیا  | 

چادر نشین
نه

چرا؟؟؟

2 نوشته شده در  جمعه 20 مرداد1385ساعت 4:12  توسط ارمیا  | 

نمایشگاهی برای عاشقای خول وچل
بیاین بریم نمایشگاه

البته نیاز نیست از لای پاسپارتو رد شی تا بهش برسی

فقط باید بری بین خ خوش و بهبودی توی خ آزادی

موسسه آموزش سوره

"نمایشگاه خط معلا" "شاگردان استاد عجمی"

2 نوشته شده در  چهارشنبه 18 مرداد1385ساعت 14:24  توسط ارمیا  | 

سلام
از لابه لای پاسپارتو هایم

سلام

اینجا به قول اخوان

"هوا بس ناجوانمردانه"...

مهم ناجوانمردیست

سرد و گرمش خیلی مهم نیست

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 18 مرداد1385ساعت 13:59  توسط ارمیا  |